تبليغاتclose
هنر قاب شده ای به نام تاتر

هنر قاب شده ای به نام تاتر

به نام آنکه ابری را می گریاند تا گلی را بخنداند

زندگی بافتن یک قالیست.............................

تو فقط می بافی.........................................

و یادت باشد خوب ببافی...........................

به همان نقش و نگاری که سرنوشتت است..........................

مبادا در آخر کسی نباشد که قالی ات را نخرد...............................

آنوقت................................................

نوشته شده در سه شنبه 14 تير 1390ساعت 17:25 توسط پریسا سراجی| |

قدم اول برای بازیگری این است که باید از کنار آدم ها و ....... ساده نگذریم

در همه چیز اگر دقت کنید به نکته های خارق العاده برمیخوریدکه خیلی زیباست!!

از کنار درخت..............................

آدم ها ی جورواجو......................

پرستو ها...............................

و حتی اشک ها........................

مهربانی ها ...............................

***و این را بدانید اگر حتی به غم ها به دقت می نگریختیم دیگر هیچ کینه ای نبود***

***و  اگر به اندازه شادی ها و غم ها چشم می دوختیم دیگر هیچ دیوانه ای نبود***

و اگر...............................................................................................

نوشته شده در سه شنبه 14 تير 1390ساعت 17:2 توسط پریسا سراجی| |

سلام دوستان

در یکی از جلسه هایمان سرکار خانم علیمردانی از ما خواستند تا هنر را تعریف کنیم

یکی از بچه ها گفت:((حرکات مزون ))

البته من خودم هم تعریفی نداشتم

من خودم گفتم:((هنر مثل شاخه میمونه و از هر شاخه یک هنر می بارهو

هنر مثل اشک میمونه و وقتی میآد مییوفته معنا میشه!!!))

نوشته شده در سه شنبه 14 تير 1390ساعت 16:55 توسط پریسا سراجی| |

Design By : Mihantheme